امام علی (ع): كسى كه دانشى را زنده كند هرگز نميرد.
شوشان ـ عبدالحمید گلافشان :
در سایهی کلاسهای پرتعداد، ساعتهای طولانی و مسئولیتهای فزاینده آسیبهای خاموشی در حال رخ دادن است که کمتر صدایش به گوش میرسد: فرسودگی معلمان.
این بحران برخلاف بسیاری از مشکلات آموزشی، تدریجی و بیصدا پیش میرود اما تأثیر آن بهصورت مستقیم بر قلب آموزش مینشیند.
افزایش فشار کاری، کمبود نیرو و محول شدن مسئولیتهای غیرمرتبط بسیاری از معلمان را به مرز خستگی مزمن کشانده است. اما این تنها بخشی از ماجراست. تعطیلیهای مکرر مدارس از آلودگی هوا تا مشکلات زیرساختی نظم آموزشی را مختل کرده و بار روانی مضاعفی بر دوش معلمان گذاشته است.آنها ناچارند دائماً بین آموزش حضوری ومجازی درحرکت باشند بیآنکه ثبات یابرنامهریزی مشخصی داشته باشند.این تغییرات پیاپی به معنای استراحت نیست؛ بلکه به معنی بازطراحی مداوم درسها، جبران عقبافتادگیها و پاسخگویی به انتظارات فزاینده است.
این وضعیت نهتنها انرژی معلمان را تحلیل میبردبلکه کیفیت آموزش را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
معلمی که خود خسته و بیانگیزه باشدچگونه میتواند کلاسی پویا و اثرگذار داشته باشد؟
تعطیلیهای ناگهانی و بیثباتی مداوم حس بیقدرتی و فرسایش را در میان معلمان تقویت کرده است. وقتی تلاشهای آنان ناتمام میماند و برنامهریزیهایشان نقش بر آب میشود، به تدریج انگیزه و رضایت شغلی خود را از دست میدهند.
با این حال این بحران اغلب عادی تلقی میشود؛ گویی فشار کاری بخشی ذاتی از شغل معلمی است و فرسودگی روانی آن نادیده گرفته میشود.
به باورنویسنده به نظر میرسدنظام آموزشی مابهصورت ناخودآگا ه داردسرمایه انسانی خودرافرسود ه میکند.
اگر به دنبال آموزش کیفی و پایدار هستیم باید پیش از هر چیز به فکر حفظ سلامت روان و انگیزه معلمان باشیم.
مدیریت هوشمندانهتر تعطیلیها، کاهش بارغیرآموزشی وایجادثبات در برنامهریزیها نه یک انتخاب که یک ضرورت فوری است. معلمی که حمایت شودحتی در روزهای تعطیلی هم میتواند آموزش را زنده نگه دارد.